Posts sent in: July 2009

وقت لطيف شن
19 Jul 2009 

باران
اضلاع فراغت را مي شست.
من با شن هاي
مرطوب عزيمت بازي مي كردم
و خواب سفرهاي منقش مي ديدم.
من قاتي آزادي شن ها بودم.
من
دلتنگ
بودم.

در باغ
يك سفره مانوس
پهن
بود.
چيزي وسط سفره، شبيه
ادراك منور:
يك خوشه انگور
روي همه شايبه را پوشيد.
تعمير سكوت
گيجم كرد.
ديدم كه درخت ، هست.
وقتي كه درخت هست
پيداست كه بايد بود،
بايد بود
و رد روايت را
تا متن سپيد
دنبال كرد.
اما
اي ياس ملون!


 -----------------------------
I'm.
Baghche · 264 views · 4 comments

Calendar

June 2009
MonTueWedThuFriSatSun
 << <Mar 2010> >>
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930    

Who's Online?

Member: 0
Visitor: 1

Announce

rss Syndication

Choose a skin