10:21:22
نگاه منتظري حجم وقت را مي ديد
و روي ميز، هياهوي چند ميوه نوبر
به سمت مبهم ادراك مرگ جاري بود.
وبوي باغچه را، باد، روي فرش فراغت
نثار حاشيه صاف زندگي ميكرد.
و مثل بادبزن، ذهن، سطح روشن گل را
گرفته بود به دست
و باد ميزد خودرا.
مسافر از اتوبوس
پياده شد:
(( چه آسمان تميزي!))
برای خواندن متن کامل شعر، می تونید از لینک زیر استفاده کنید.
http://www.iranactor.com/belles/sepehri/mosafer.htm
برداشتی از کتاب .... هنوز درسفرم
سهراب ، مثل آب زلال و جاري بود و هرگز يك جا نميماند. او آشوب دروني خويش را با سفر به دور دنيا تسكين ميداد و اين سفرها باعث رشد و تحولش ميشد. ابتدا در سفري به اروپا، به پاريس و لندن رفت. در پاريس در مدرسه هنرهاي زيباي آن شهر، در رشته ليتوگرافي ثبتنام نمود و سپس عازم ايتاليا شد و دو سال بعد به ژاپن رفت و به آموختن فنون حكاكي روي چوب پرداخت و در راه بازگشت از ژاپن، براي مدتي در هند توقف نمود، ولي هرگز به دوري از وطن راضي نميشد و صفاي بيابانهاي كاشان را، به تمام چشم اندازهاي فريبنده دنيا ترجيح ميداد. سهراب هيچگاه از اين همه مسافرت، راه و رسمي كه رفتار و گفتار پاك هميشگياش را تحت تأثير قرار دهد، با خود سوغات نياورد. او ده سال آخر عمر خود را در شهر كاشان و روستاهاي اطراف آن به سر آورد
(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)(*)
سهراب سپهری هم مثل خیلی از بزرگان کشور عزیزمان مورد بی مهری قرار گرفته .همین قدر بگم که شیشه تنهایی سهراب توی دهستان مشهد اَردهال كاشان شکسته و هیچ کسی هم به فکر نیست.
...........................
كفشهايم كو،
چه كسي بود صدا زد سهراب؟!
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
بوي هجرت ميآيد:
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني را
كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد، بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست
رو به آن وسعت بيواژه كه همواره مرا ميخواند.
يك نفر باز صدا زد: سهراب
كفش هايم كو؟
روح بلند سهراب در اوّل ادريبهشت ماه سال 1359، به دیار عاشقان خوش دل هجرت نمود و بدن پاکش در دهستان مشهد اَردهال كاشان به خاك سپرده شد. روحش شاد..
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
کاش قدری سهراب بودیم
شاید این واژه تنهای ما معنا می شد
شاید این ماهی تنهایی ما دریا می شد
(باغچه)

Syndication
2009-07-20 @ 14:55:39
by golepanbeh
نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست ...
2009-06-30 @ 16:55:40
by golepanbeh
چه خوش بین! سیاه نه و ...
2009-06-24 @ 07:15:25
by بدصدا23
چرا همه چیز اینجا به هم ...
2009-05-31 @ 15:37:28
by بدصدا23
کلاغه دلش گرفته بود کلاغ سیاه ...
2009-05-25 @ 18:06:24
by golepanbeh