Calendar

January 2012
MonTueWedThuFriSatSun
 << < > >>
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031   

Last Comment

Announce

rss Syndication

Feb082009

09:04:18
2. نه خدايي، نه عشقي!!

2. نه خدايي، نه عشقي!!

كولمن باركز Coleman Barks ، يكي ازاساتيد مشهور آمريكايي،
در سال 1989 به جمع پوناCommune  آمد.
او اشعار رومي  را به انگليسي ترجمه كرده بود و يكي از هواداران تصوف بود.
 او در سخنراني هاي اشو حاضر بود و چند سوال كرده بود.
در اينجا پاسخ اشو به يكي از آن پرسش ها را مي خوانيم.

پروفسور كولمن باركز سوالي پرسيده است:
رومي گفته است : "سوزان سوزان خواهمش..." اين سوختن چيست؟
 شمس گفته "من آتشم." آيا حرفي براي شمس داريد؟ از شمس چطور؟
اين سوختن و آتش چه ربطي به اشراق خود من دارد؟

كولمن، پرسشي خطرناك پرسيده اي! ، زيرا سوختن  burningهيچ ربطي به اشراق تو ندارد. در طريقت اشراق مسئله ي سوختن در ميان نيست.
ولي چون تو عاشق مولانا جلال الدين رومي هستي... من نيز اين مرد را دوست دارم... ولي بايد درك كني كه تصوف هنوز هم به خدايي فرضي hypothetical god  متكي است. تصوف از فرضيه ي خدا آزاد نيست. و به ويژه در تصوف، مفهوم خدا همچون يك زن است. روش آنان عشق ورزيدن است ، تا حد ممكن با تماميت خدا را دوست داشتن است.  اينك تو يك فرضيه ي محال را دوست داري و براي آن، تماميت و يكپارچگي مورد درخواست است. تو همان نوع سوختن را احساس خواهي كرد كه عشاق، در مقياسي كوچكتر، احساس مي كنند.
عشاق در قلبشان نوعي سوختن را احساس مي كنند. يك خواست و اشتياق عميق براي ديدار معشوق، اين احساس سوختن را ايجاد مي كند. عشق ورزيدن به خداوند بايد كه آتشي بزرگ در تو بيفروزد. تو روي آتش خواهي بود، زيرا تو چيزي ناممكن را موضوع عشق خودت قرار داده اي. موضوع عشق تو، چيزي فرضي است.
بايد گريه و زاري كني، و بايد نيايش كني و بايد روزه بگيري و ذهنت بايد پيوسته به ياد معشوق باشد.


Baghche · 260 views · 3 comments

Permanent link to full entry

http://golestane.0yoo.com/ECUa-b1/2-16061607-158215831575161016101548-16061607-1593158816021610-b1-p22.htm

Comments

Comment from: golepanbeh [ Visitor ]
یک باردیگه جواب اشو رو بخون
یا من متوجه نمیشم یا اشو داره فقط جواب میده .مثل همیشه فقط میخواد مخالفت کنه .
من هم اشو خوندم یه زمانی - نه چندان دور - حرفهاش برام جالب بود ازجسارتش خوشم می اومد

اما حالا حتی کتابهاش هم دوباره نمی خونم
چون ارزش فقط یک بارخوندن داره
نمی گم میخوای مکتب اشو رو تبلیغ کنی
حرفهاش قشنگه اما تکراریه
از یه جای آشنا اومده
ازتوی فرهنگ ایرانی اسلامی گرفته شده .
نمی خوام بگم کارت دسته یا غلط فقط دارم نظرمو میگم .
منم قصد حمایت از صوفی و صوفی گری ندارم
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
شاید نتونستم حق مطلب رو ادا کنم اما امیدوارم یک جرقه برای بیشتر اندیشیدن زده باشم .

   2009-02-09 @ 22:03:20

Leave a comment

New feedback status: Published





Your URL will be displayed.

 
Please enter the code written in the picture.


Comment text

Options
   (Set cookies for name, e-mail and url)