Oct152008
09:33:02
09:33:02
ناب
می گفت:اشکم و از راه می آیم.
گفتم:چرا غبار گرفته نیسنتی؟
گفت:راهم پاک است.
گفتم: از چه پاکی حرف می زنی؟
گفت: ناب.
گفتم: چگونه؟
گفت:ذلال.
گفتم:تفسیر ذلال چیست؟
گفت:قلبت را جلوی چشمانت بگذار.
اگر خویشتن را در آن دیدی، تفسیر ناب است و اگر دیگری تفسیر ذلال.
گفتم:دیگری؟
گفت: آنکه نیمی از قلبت را در چشمانش دارد.
گفتم: آن زمان که نیستم چگونه؟
گفت: با من.
گفتم: تو از کدام راه می آیی؟
گفت:
عشق
این پست یکی از نوشته های قدیمی منه که خیلی دوسش دارم.خیلی از جاها هم اون رو نوشتم و به برای خیلی ها خوندم.
از دلم نیومد که اینجا هم ننویسم.
گفتم:چرا غبار گرفته نیسنتی؟
گفت:راهم پاک است.
گفتم: از چه پاکی حرف می زنی؟
گفت: ناب.
گفتم: چگونه؟
گفت:ذلال.
گفتم:تفسیر ذلال چیست؟
گفت:قلبت را جلوی چشمانت بگذار.
اگر خویشتن را در آن دیدی، تفسیر ناب است و اگر دیگری تفسیر ذلال.
گفتم:دیگری؟
گفت: آنکه نیمی از قلبت را در چشمانش دارد.
گفتم: آن زمان که نیستم چگونه؟
گفت: با من.
گفتم: تو از کدام راه می آیی؟
گفت:
عشق
این پست یکی از نوشته های قدیمی منه که خیلی دوسش دارم.خیلی از جاها هم اون رو نوشتم و به برای خیلی ها خوندم.
از دلم نیومد که اینجا هم ننویسم.

Syndication
2009-07-20 @ 14:55:39
by golepanbeh
نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست ...
2009-06-30 @ 16:55:40
by golepanbeh
چه خوش بین! سیاه نه و ...
2009-06-24 @ 07:15:25
by بدصدا23
چرا همه چیز اینجا به هم ...
2009-05-31 @ 15:37:28
by بدصدا23
کلاغه دلش گرفته بود کلاغ سیاه ...
2009-05-25 @ 18:06:24
by golepanbeh